مؤلف مجهول

مقدمه 11

رستم نامه ( فارسى )

ز شهنامهء رستم و گيو و طوس * سخن نشنود وين مگر بر فسوس علىنامه خواند زفان خرد * كه تا زو به هردو جهان برخورد ( برگ b 180 ) « 1 » چندين سده بعد نيز در پى استمرار اين تلقّى ، سراينده‌اى به نام شيخ حسن كاشى ( قرون 7 و 8 ه . ق ) مؤمنان را از خواندن شاهنامه - « قصّهء مجاز » و « گنه‌نامه » به تعبير او - پرهيز داده و در مقابل به خواندن اخبار و مدايح پيامبر ( ص ) و اهل‌بيت ( ع ) سفارش كرده است : اى پسر قصّهء مجاز مخوان * الحذر الحذر ز خواندن آن چند خوانى كتاب شهنامه * ياد كن زود زين گنه‌نامه . . . چند گويى حديث رستم زال * لعب و بيهوده ، دروغ محال . . . هست اخبار مصطفاى امين * همچنان عزّ و مرتضاى گزين نيز مدح على و فرزندان * هست بسيار ، روز و شب مىخوان « 2 » مخالفت با شاهنامه‌خوانى و ، حتّى ، گناه شمردن شنيدن داستانهاى آن در ميان برخى از علماى روزگار صفويّه نيز رايج بوده است - كه در دنبالهء اين مقدّمه بدان خواهيم پرداخت - و جالب‌تر اينكه ، چنين تصوّرى دامن‌گير شاعر شيعى شاهنامه هم شده و مثلا آشوب هندى در نكوهش‌نامه‌اى ، كه مبناى سرودن آن دو بيت الحاقى منسوب به فردوسى بوده است « 3 » ، او را « مغ‌مغ‌نسب » ، « گبر آتش‌پرست » و

--> ( 1 ) . منظومهء ارزشمند علىنامهء ربيع كه كهن‌ترين منظومهء دينى شناخته شده در ادب فارسى است ، از سوى مركز پژوهشى ميراث مكتوب به صورت نسخه برگردان / عكسى منتشر خواهد شد و نگارنده پيش از چاپ آن به تصويرى از متن به لطف دكتر ايرانى دسترسى يافت كه در همين‌جا از ايشان سپاسگزارى مىكند . ( 2 ) . به نقل از : قصّه‌خوانان در تاريخ اسلام و ايران ، رسول جعفريان ، صص 120 - 121 . ( 3 ) . منظور اين دو بيت مشهور ، امّا برافزوده است : ز شير شتر خوردن و سوسمار * عرب را به جايى رسيده است كار كه ملك عجمشان كند آرزو * تفو باد بر چرخ گردان تفو